حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2601
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
و خواهرش بر همه امتياز دارند : يكى خانواده قارن پهلو است ، ديگرى خانواده سورن پهلو و سوّمى خانواده اسپهبذ پهلو . گويند ، كه سنگرگوار ( مبلّغ و مروّج مذهب مسيح در ارمنستان . م . ) ازنژاد سورن پهلو است و قمساريان ازنژاد قارن پهلو . پائينتر ما از اوضاع و احوال آمدن آنها بارمنستان صحبت خواهيم داشت . در اينجا ما اسامى آنها را در رديف اسم آرداشس ذكر كرديم ، تا تو بدانى ، كه در عروق اين خانوادههاى بزرگ خون وال ارشك ، يعنى برادر ارشك بزرگ جارى است . چنين است مفاد فصل 28 نوشتههاى لروبنا و بايد گفت خبرى را ، كه راجع بخانوادههاى پارتى و اشكانى ذكر كرده ، صحيح است . اين خانوادهها را مورّخين و نويسندگان ديگر هم ذكر كردهاند ( موسىخورن ، كتاب 2 ، بند 28 - سن - مارتن ، قطعهاى از تاريخ اشكانيان ، جلد 2 ، صفحهء 370 ) « 1 » . ممكن است براى خواننده اين سؤال پيش آيد ، كه چگونه پارت پهلو شده است . شرح اين تغيير را در حاشيه صفحهء 2184 ذكر كردهايم ، بدانجا رجوع شود . بنابراين پهلو ، يعنى پارت و پهلوان ، يعنى منسوب بپارت . الف و نون علامت نسبت است ، نه صيغه جمع و نظاير آن در فارسى زياد است . تصوّر بعضى ، كه الف و نون در پارسى هميشه علامت صيغه جمع است ، اشتباه مىباشد ، در زبان كنونى ما چه بسا كلماتى ، كه به الف و نون منتهى مىشود ، ولى صيغه جمع نيست ، بل نسبت را مىرساند ، مانند صبحگاهان ، يعنى منسوب بصبح يا وقت صبح و بامدادان ، يعنى منسوب به بامداد يا هنگام بامداد ، نه صبحگاهها يا بامدادها و نيز مازندران ، يعنى منسوب بمازندر ، گيلان - منسوب به گل ، كه مردمى بودند ، چنان كه بيايد ، توران منسوب به تور و غيره و غيره . در خاتمه بايد گفت ، كه ارشاوير نويسندهء ارمنى لروبنا را فرهاد چهارم تاريخ ميدانند . بعد ، لروبنا از وقايع ديگر سلطنت آبگار پادشاه خسرون و نامهء او
--> ( 1 ) - Saint Martin . Fragment d'une histoire des Arsacides t . II p , 370